نگارش تبلیغاتی که مصرف‌کننده را برمی‌انگیزد

  احتمالا شنیده‌اید که مصرف‌کنندگان نوشته تبلیغاتی را نمی‌خوانند، اما حالا وقت آن رسیده است که با حقیقت روبه‌رو شویم. در واقع، تنها 10 درصد خوانندگان مجله‌ها، به نوشته‌های تبلیغاتی توجه می‌کنند.شاید فکر کنید که این 10 درصد، ارزش این همه زحمت را ندارد، اما اشتباه می‌کنید. در بیشتر مواقع، این گروه کوچک می‌توانند مشتریان بالقوه‌ای باشند که می‌خواهند هرچه بیشتر در مورد محصول شما بدانند، پیش از آنکه تصمیمی بگیرند. نوشته شما باید به گونه‌ای باشد که آنها را متقاعد سازد که محصول شما را بخرند و نه کالای رقیب را.کلمه‌ها هستند که تفاوت‌ها را خلق می‌کنند. «کلمات» می‌توانند شما را بخندانند، بگریانند و وادار به خرید کنند. طراحانی که فکر می‌کنند واژه‌ها یکی دیگر از عوامل طراحی‌اند، از این نکته غافل مانده‌اند. نوشتن تبلیغات موثر به زمان نیاز دارد. نوشتن، هنر دشواری است و قانون‌های ویژه، سخت، محکم اما ساده‌ای برای نوشته تبلیغاتی وجود دارد.کلماتی که با مهارت توسط یک نویسنده تبلیغاتی ماهر نوشته می‌شوند، مصرف کننده را برانگیخته و وادار به خرید می‌کنند. به‌طور کلی، هرچه کمتر حرف بزنید، شنوندگان کلمات را بهتر به خاطر می‌سپارند.

بیست قانون نوشتن تبلیغات موثر
حاشیه نروید: به‌طور مستقیم به ویژگی‌های خود اشاره کنید. هر کلمه غیرضروری را حذف کنید. هر چقدر تعداد واژه‌هایتان بیشتر باشد، خوانندگان کمتری آن را خواهند خواند.
برای تاثیر هر چه بیشتر تبلیغات، اصل پیام را در بدو امر اعلام کنید: پاراگراف اول را هرچه قوی‌تر و موثرتر بسازید. امتیازاتی را پیشنهاد کنید. پس از نوشتن نخستین پاراگراف، به توصیف مزایای اصلی محصولتان بپردازید. به خواننده آنچه را که باید در مورد محصولتان بداند، توضیح دهید و آن را پیوسته تکرار کنید.
صریح باشید: اگر شما از زبان ساده استفاده نکنید، افراد عادی قادر به درک آن نخواهند بود. یک پیام ساده و صریح به شما فرصت می‌دهد که با مخاطبان بالقوه خود به‌گونه‌ای مستقیم حرف بزنید.
با مخاطب خود مستقیم صحبت کنید: برخی نویسندگان تبلیغات بر این تصور هستند که با توده بی‌جان در ارتباطند. این روش خوبی نیست خواننده را در ذهن خود به‌خاطر آورید. با مخاطب خود حرف بزنید و به او گوش دهید. با مخاطبان خود درست همانند مردمی که هر روز با آنها روبه‌رو می‌شوید، رفتار کنید.
از زمان حال استفاده کنید: زمان حال به شما اجازه می‌دهد که نظر خود را در نوشته‌تان ابراز کرده و بگویید که اکنون چه چیزی اتفاق می‌افتد و شما چه باید بکنید. همچنین می‌تواند در بیان رویدادی که در آینده رخ خواهد داد و شما اطمینان کامل به حضور این رویداد دارید، استفاده شود.
از منطق و احساس استفاده کنید: آگهی شما نه‌تنها خواننده را در مورد یک امتیاز خاص مطلع می‌سازد، بلکه می‌تواند دارای یک امتیاز عاطفی نیز باشد. نوشته‌های تبلیغاتی منطقی نیز می‌توانند بسیار موثر واقع شوند. البته مشاهداتی نیز در خصوص تمایل کمتر خوانندگان عادی به خوانندن پیام‌های منطقی وجود دارد.
پاراگراف خود را کوتاه و جذاب بسازید: یک موسسه آمارگیری مطرح در این مورد نظر قطعی خود را اعلام کرده است: «هر چقدر پاراگراف‌هایتان طولانی‌تر باشند، افراد کمتری آن را خواهند خواند».
از کلمات کوتاه و متداول استفاده کنید: پژوهش‌ها نشان داده‌اند که کلمات کوتاه بر واژه‌های بلند برتری دارند. به همین ترتیب کلمات متداول بسیار موثرتر از واژه‌های مبهم‌اند. کلمات کوتاه و متداول به خوبی و به سرعت فهمیده می‌شوند و بهتر در ذهن باقی می‌مانند.
مثبت باشید: اگر شما ناچارید که از یک جمله منفی استفاده کنید، با خط کشیدن در زیر فعل منفی یا استفاده از حروف چاپی درشت‌تر، توجه خواننده را به آن جلب کنید.
توجه به ساختار فاعل، فعل و مفعول: اگر به راستی می‌خواهید پیامتان فهمیده شود – و بنابراین بهتر به خاطر سپرده شود – کلمات کلیدی را برای آخر جمله نگه دارید. افراد معمولا کلمه‌های شروع یک جمله را کمتر از آنهایی که در آخر جمله می‌آیند، فراموش می‌کنند.
رابطه علت و معلول را مورد ملاحظه قرار دهید: معمولا یک جمله کامل زمانی خوب به خاطر سپرده می‌شود که با عبارت‌هایی همچون: به این دلیل، در نتیجه، کاملا روشن است که، زیرا، در هر صورت، شروع می‌شود.
از ستاره یا سه نقطه به اندازه استفاده کنید: استفاده افراطی از این علائم، معمولا جریان فکری را مسدود ساخته و برای خواننده خسته‌کننده است.
از کاربرد افراطی علامت تعجب اجتناب کنید: علامت تعجب معمولا برای نویسندگانی که شیوه نگارششان فاقد احساس است، یک پناهگاه محسوب می‌شود.
نام محصولتان را تکرار کنید: تکرار نام محصول در آگهی، تا آنجا که مقدور باشد، بسیار موثر است.
از بیان بدیهیات اجتناب کنید: از بیان عبارت‌های کلیشه‌ای همچون «بهترین»، «شماره یک»، «مطلوب همگان»، «ارزان‌ترین»، «موثرترین »، «مورد اعتمادترین»، «محکم‌ترین»، «غیرقابل‌رقابت‌ترین» و «منحصربه‌فرد» اجتناب کنید.مصرف‌کنندگان دیگر مثل گذشته ساده لوح نیستند. آنان می‌‌دانند چه می‌خواهند و می‌دانند در کجا معامله خوبی داشته باشند. آنان دیگر با جمله‌های سنتی و قدیمی گول نمی‌خورند.
خودتان را اصلا وارد تبلیغاتتان نکنید: از عبارت‌هایی مانند «محصول مرا بخرید» و «از تقلید بر حذر باشید» اجتناب کنید، مصرف‌کننده احتمالا با این‌گونه توصیه‌ها موافق باشد، اما اگر احساس کند که به پول او علاقه‌مندند و نه منافعش از شما سلب اعتماد می‌کند.
صمیمی باشد: براساس اظهارات «جیمز دی»، افرادی که گرم و صمیمی هستند، قدرت بیشتری در نگارش تبلیغات موفق دارند.
در هر 25 سطر، از یک زیر عنوان استفاده کنید: زیر عنوان موثر، خواننده را علاقه‌مند نگه می‌دارد و به او فرصت می‌دهد که عصاره پیامتان را دریافت کند، بدون آنکه آگهی را از اول تا آخر بخواند.

نتیجه را اعلام کنید: پیامی که دارای نتیجه‌گیری روشن باشد، دوبرابر آنهایی که فاقد نتیجه‌گیری‌اند، موثر واقع می‌شود.

تفاوت بازاریابی و تبلیغات چیست؟

 

افراد زیادی هستند که بازاریابی و تبلیغات را جدا از هم نمیدانند و از هر دو کلمه به یک منظور استفاده میکنند. با این که هر دو با اهمیت و اساسی هستند و تاثیر بالایی بر موفقیت تجارت شما دارند ولی مفاهیم متفاوتی از یکدیگر دارند. شناخت صحیح تفاوت بازاریابی و تبلیغات و بکارگیری صحیح هرکدام بر پیشرفت شما تاثیر گذار خواهد بود.
در ابتدا اجازه دهید تا هریک را بصورت مجزا تعریف کنیم و پس از آن به بررسی تفاوت تبلیغات و بازاریابی بپردازیم.

 

تبلیغات چیست؟

 

معرفی و نمایش خدمات یا محصولات شرکت شما به مشتریان کنونی و بالقوه؛ با پرداخت پول و از طریق شرکتها و فرصتهای جانبی مانند سایتهای اینترنتی و بیلبورد را تبلیغات می نامیم. (Advertising)

 

بازاریابی چیست؟

 

مجموعه فعالیت های شما برای آموزش و تشویق افراد به انتخاب خدمات یا محصولات شما در میان رقبا را بازاریابی می نامیم. بازاریابی در واقع شامل بخش هایی کوچکتر مانند نحوه تبلیغات، شناخت مشتریان، پشتیبانی خدمات و محصولات و جذب رضایت مشتریان برای تشویق به همکاری مجدد با شما می شود. مجموعه این فعالیت ها شما را در جذب مشتریان جدید و حفظ مشتریان قدیمی یاری خواهد کرد. (Marketing)

 


تبیلغات و بازاریابی بعنوان دو مفهوم مجزا ولی در تعامل

 

تبلیغات مهمتر است یا بازاریابی؟

 

پس از تعریف و شناخت هر یک از  این دو مفهوم، درک بهتری نسبت به تفاوت آنها خواهیم داشت، تبلیغات در عمل بعنوان بخشی از فرآیند بازاریابی عمل می کند و مستقل از آن نخواهد بود. وظیفه تبلیغات معرفی قسمت مشخصی از خدمات شما بوده و به معنی تعیین استراتژی های لازم برای نحوه، زمان و مکان معرفی محصولات است.
برای مثال تعیین نحوه تبلیغات شما در میان گزینه هایی مانند روزنامه ها، سایتهای اینترنتی، ایمیل مارکتینگ، تبلیغات محیطی، رادیو و تلویزیون برعهده بخش بازاریابی بوده و برنامه ریزی زمان نمایش و محل قرار گرفتن این تبلیغات را نیز شامل میشود. تبلیغات پرهزینه ترین بخش در بازاریابی است و به همین دلیل از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
فرض کنید که بازاریابی یا همان مارکتینگ را بعنوان یک کیک در نظر بگیریم، در اینصورت این کیک از برشهایی تشکیل شده است که شامل موارد زیر است:

 

  • شناخت بازار
  • شناسایی مشتریان هدف
  • تعیین استراتژی فروش
  • خدمات پشتیبانی
  • ارتباطات کاری
  • قیمت گذاری محصولات و خدمات
  • تبلیغات
  • و …

 

تبلیغات نیز یک برش از این کیک بوده و نقش مهمی در موفقیت شما دارد، ولی برای دست یابی به بیشترین بازدهی هماهنگی کافی بین آن و سایر بخش های بازاریابی لازم است. فرآیند بازاریابی نیازمند صرف زمان و هزینه بوده و میزان بازدهی آن در بلند مدت قابل اندازه گیری است.

 

تفاوت بازاریابی سنتی با بازاریابی اینترنتی

 

بازاریابی سنتی معمولا بر روی روش های برونگرا (Outbound Marketing) و ایجاد وقفه در زندگی روزانه افراد متمرکز بوده و از کانال هایی مانند:

 

  • تبلیغات در رادیو و تلویزیون
  • بلیبورد تبلیغاتی
  • تبلیغات در مترو
  • تبلیغات در روزنامه، مجله و …

 

استفاده می کند. کارایی این روش ها به دلیل حجم بالای تبلیغات و بی حوصلگی مردم از این بمباران اطلاعاتی، روز به روز در حال کاهش است.

 

در مقابل بازاریابی اینترنتی قرار دارد که بیشتر مبتنی بر روش های درونگرا یا جاذبه ای (Inbound Marketing) بوده و از کانال هایی مانند:

 

  • سایت و وبلاگ
  • موتورهای جستجو (مانند گوگل)
  • شبکه های اجتماعی (مانند اینستاگرام، تلگرام، لینکدین و …)
  • تبلیغات بنری و کلیکی
  • ایمیل مارکتینگ
  • و …

 

 استفاده می کند. مزیت بزرگ روش های بازاریابی اینترنتی اندازه گیری میزان اثربخشی آن به طور دقیق است. در واقع به دلیل وجود ابزارهای آمارگیری پیشرفته ای مانند گوگل آنالیتیکز و نرم افزارهای اتوماسیون بازاریابی، می توان یک مشتری را از بدو ورود به سایت و پیمودن مراحل مختلف تا انجام خرید نهایی ردیابی کرده و بهترین کانال ها را برای جذب مشتری شناسایی و توسعه داد.

 

یکی از کلیدی ترین کانال های جذب بازدید کننده و ترافیک به سایت و افزایش فروش شرکت، بازاریابی از طریق موتورهای جستجو اینترنتی مانند گوگل است. به گونه ای که وقتی فردی کلمات کلیدی مرتبط با کسب و کار شما را در گوگل جستجو می کند، آدرس سایت شما در صدر نتایج ظاهر شود و با کلیک بر روی آن وارد سایت شما شده و با محصولات و خدماتتان آشنا شود.

برای این کار می بایست سایت خود را سئو یا برای موتورهای جستجو بهینه سازی کنید. سئو اصول و قواعدی دارد که آشنایی شما با آن برای رشد اینترنتی کسب و کارتان بسیار ضروری است.